[ و به پسرش حسن فرمود : ] پسرکم چیزى از دنیا بجا منه چه آن را براى یکى از دو کس خواهى نهاد : یا مردى که آن را در طاعت خدا به کار برد پس به چیزى که تو بدان بدبخت شده‏اى نیکبخت شود ، و یا مردى که به نافرمانى خدا در آن کار کند و بدانچه تو براى او فراهم کرده‏اى بدبخت شود پس در آن نافرمانى او را یار باشى و هیچ یک از این دو در خور آن نبود که بر خود مقدمش دارى . [ و این گفتار به گونه‏اى دیگر روایت شده است که : ] اما بعد ، آنچه از دنیا در دست توست پیش از تو خداوندانى داشت و پس از تو به دیگرى رسد و تو فراهم آورنده‏اى که براى یکى از دو تن خواهى گذاشت : آن که گرد آورده تو را در طاعت خدا به کار برد پس او بدانچه تو بدبخت شده‏اى خوشبخت شود ، یا آن که آن را در نافرمانى خدا صرف کند پس تو بدانچه براى وى فراهم آورده‏اى بدبخت شوى و هیچ یک از این دو سزاوار نبود که بر خود مقدمش دارى و بر پشت خویش براى او بارى بردارى ، پس براى آن که رفته است آمرزش خدا را امید دار و براى آن که مانده روزى پروردگار . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :6
بازدید دیروز :6
کل بازدید :26666
تعداد کل یاداشته ها : 53
04/1/14
7:41 ص
موسیقی

 

بی تو میشه با نسیم بیعتی همیشه کرد

میشه با پنجره ساخت توی گلدون ریشه کرد...

 

بی تو از آینه ها میشه تا ستاره رفت

بی تو میشه زنده بود

 

زندگی نمیشه کرد...

 

میشه با شب راه اومد میشه از گریه گذشت

میشه گم شد تو قفس همه دنیا رو گشت...

 

میشه از رنگین کمون به طلوع گل رسید

روی خواب اطلسی پر پروانه کشید...

 

از قناری به قناری

 

میشه نور و بوسه برد...

از ترانه تا ترانه شاپرک میشه شمرد...

 

جنگل و میشه شنید میشه دریاچه رو گفت...

میشه رود رو دوره کرد میشه قله رو شکفت...

 

توی تکرار حق توسومه ساعت...

میشه پنهون شد و تقویمو پس زد...

 

میشه گم شد تو برگشت سپیده...

عکس ماه و به سقف قفس زد...

 

میشه با شب راه اومد میشه از گریه گذشت

میشه گم شد تو قفس همه دنیا رو گشت...

 

میشه از رنگین کمون به طلوع گل رسید

روی خواب اطلسی پر پروانه کشید...

 

از قناری به قناری

از قناری به قناری

 

از قناری به قناری میشه نورو بوسه برد

از ترانه تا ترانه شاپرک میشه شمرد

 

جنگل و میشه شنید میشه دریاچه رو گفت...

میشه رود رو دوره کرد میشه قله رو شکفت...

 

بی تو میشه با نسیم بیعتی همیشه کرد

میشه با پنجره ساخت توی گلدون ریشه کرد...

 

بی تو از آینه ها میشه تا ستاره رفت

بی تو میشه زنده بود زنده بود زندگی نمیشه کرد